مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )
747
البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )
آب از آن بر جوشيد و در اين باره گويد : و از جمله آن چاه كه آب از آن برجوشيد / فوران مىكرد بسيار و در افزون بود / و در شتر پير آبكش ، بهترين دليلى است / و در شتر قصاب براى كشتن دليلى است معتبر . گويند تازى مردى سوسمارى نزد او برد و گفت : به خدا سوگند كه تا اين سوسمار به پيامبرى تو ايمان نياورد ايمان نخواهم آورد ، پس آن سوسمار گواهى داد كه او پيامبر خداست و قطرب در اين باره گويد : و در آن سوسمار كه پيامبر به دو گفت : / اى سوسمار آيا گواهى مىدهى ؟ و او گفت : گواهى خواهم داد . / و در غار صخرهاى كه پشت بدان داده بود نرم شد / و از پاى كوه ، نشانهاى بر صداقت خويش / ظاهر كرد كه تا رستاخيز گواهى دهد . و روايت كردهاند كه پيامبر به پاى كوهى رسيد كه بسته بود و معبر و راهى نداشت ، خداوند براى او راهى گشود كه معبرى گسترده و گشاده گرديد . گويند براى كارى آهنگ شام كرد ، سيلى مهيب در راه آمد كه مردم از گذشتن از آن هراسان بودند ، پيامبر پيش قدم شد و معبر او راهى خشك گرديد و قطرب در اين باره گفته است : و شترش در ميان سيلى تنداب ، درآمد / و آنجا به گونهء راهى خشك شد . در يادكرد خبر دادنهاى او از غيب از جمله اينكه به عمّار ياسر گفت : « تو را دستهء تبهكاران خواهند كشت » . و اهل شام او را در صفين كشتند . و عمرو عاص اين خبر را به معاويه داد و او گفت : تو پيوسته چيزى مىآورى كه با آن در بول خويش مىلغزى . آيا ما او را كشتهايم ؟ على او را كشته كه بدانجا آورده است . از جمله سخن او دربارهء ابو ذر ، هنگامى كه در يكى از مرحلههاى تبوك عقب مانده بود و پيامبر به دو گفت : « تو تنها خواهى زيست و تنها خواهى مرد ، چگونه خواهى بود روزى كه تو را به خاطر سخن حقت از مدينه بيرون كنند . » و ابو ذر را به روزگار عثمان به ربذه تبعيد كردند و در آنجا تنها مرد . و از جمله سخن او دربارهء على كه : « آيا مىخواهى كه تو را از ناپاكترين ناپاكان آگاه كنم ؟ » گفت : « آرى » . پيامبر گفت : « آن كس كه شتر ثمود را پى كرد و آن كس كه اين